مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

53

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

و مدارس آن تاكنون پابرجاست و قبل از حملهء مغول به‌قدرى آباد بوده كه در حدود 1200 مسجد و مصلّى و معادل همين تعداد حمّام داشته است » . « 1 » مسجد جامع بلخ در سال 124 هجرى بنا شده و يكى از بزرگترين مساجد دنياست اگرچه مىتوان اين مسجد را با مسجد رباط الفتح مغرب مقايسه كرد و ستونها از حيث بزرگى شباهتى باهم دارد ، ولى مسجد بلخ زيباتر است . ابن بطوطه مىگويد : يكى از تاريخ‌دانان به من گفت مسجد جامع بلخ را زن داود بن على ، حاكم بلخ ، ساخت . واقعه از اين قرار است كه خليفهء عباسى بر مردم بلخ خشم گرفت و فرمان داد تا آن مردم را جريمه كنند . بنا به دستور خليفه ، مأمور به شهر بلخ رسيد و نامه را به حاكم داد . او مردم را از فرمان خليفه آگاه ساخت و مردم از خراج سنگين خليفه اطلاع يافتند . زنان و كودكان ، پيش زن داود بن على ، حاكم بلخ رفتند و شكايت كردند كه ما قادر به پرداخت اين خراج نيستيم آن زن نيكوكار پيراهنى داشت كه با گوهرهاى گران‌بها بافته شده بود و باارزش‌تر از خراج سنگين خليفه بود . آن را به نزد مأمور خليفه فرستاد تا پيش خليفه ببرد و بگويد كه وى آن را به خاطر فقر و تهىدستى مردم بلخ در عوض خراج به خليفه بخشيده است . وقتى خليفه عباسى اين داستان را شنيد شرمنده شد و گفت : آيا مىشود كه زنى از خليفهء اسلام بخشنده‌تر باشد ؟ سپس ، دستور داد كه مردم بلخ را از جريمه معاف دارند و پيراهن را به صاحبش برگردانيد و خراج يك سال مردم را بخشيد . زمانى كه پيك با فرمان و پيراهن به نزد آن بانوى نيكوكار رسيد و آنها را تحويل داد ، آن خانم سؤال كرد ، آيا چشم خليفه به اين پيراهن افتاده است يا نه ؟ گفت : بلى ، آن بانو گفت : لباسى كه چشم نامحرم بر آن افتاده باشد ، هرگز بر تن نخواهم كرد . آن‌گاه دستور داد ، آن پيراهن را بفروشند و با پول آن ، مسجد را با زاويه و رباطى كه روبه‌روى آن بود بسازند . اين مسجد جامع را با سنگهاى گران‌بها در غايت زيبايى ساختند و آن رباط تاكنون معمور است .

--> ( 1 ) - مرآة البلدان ، ج 1 ، ص 315 .